خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
حسين همتي
آرشیو وبلاگ
دی ۸٦
لینک دوستان
شهيد آويني
تبيان
استاد علی صفايی حائری(ره) عين صاد
استاد صفايي
تربيتي
پرشين وبلاگ
اخبار ایران
مای پردیس
دوست یابی سالم
طراحی وب
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
بهشت و بهشتيان، دوزخ و دوزخيان
سرنوشت نهايي انسان سرانجام بهشت و يا دوزخ است، اين پايان قيامت و ابتداي زندگي نوين است بهشت يعني کانون انواع نعمتهاي معنوي و مادي و دوزخ يعني کانون انواع رنجها و شکنجه ها و سختيها، آيات و احاديث بسياري درباره صفات بهشت و بهشتيان و نعمتهاي مختلف آن آمده است اين نعمتها روحاني و جسماني است و قبلا بيان شد که معاد جسماني و روحاني است و بايد جسم و روح بهره مند گردند.
فقط فهرستي از اين نعمتها را بيان مي کنيم.
نعمتهاي جسماني:
1 ـ باغهاي بهشتي: که در بيش از يکصد آيه قرآن مجيد تعبير جنت و جنات و ... آمده است، باغهايي که قابل مقايسه با باغهاي دنيا نيست و اصلا براي ما قابل درک نيست.
2 ـ قصرها بهشت: تعبيرهايي مانند و مساکن طيبه مي فهماند که محل سکونت بهشتيان تمام مزايا را دارد.
3 ـ فرشها و تختهاي گوناگون: از نعمتهاي جالب بهشت فرشهاي زيبا و دل انگيز است که با تعبيرهاي مختلف نقل شده است.
4 ـ غذاهاي بهشتي: از مجموع آيات قرآن استفاده مي شود که غذاهاي بهشت کاملا متنوع است و جمله مما يشتهون (از هر نوع بخواهند) معناي وسيعي دارد و قسمت عمده آن ميوه هاي مختلف است.
5 ـ شرابهاي طهور: نوشيدنيهاي بهشت کاملا متنوع و نشاط آفرين است و به قول قرآن لذه للشاربين (مايه لذ نوشندگان است) و هميشه تازه و هيچ وقت طعم آن تغيير نمي کند، زلال و خوشبو است.
6 ـ لباسها و زينتها: لباس زينت مهمي براي انسان است به تعبيرهاي مختلفي از لباسهاي اهل بهشت (در آيات و احاديث) توصيف شده است که همه حکايت از زيبايي و جذابيت آن مي کند.
7 ـ همسران بهشتي: همسر شايسته وسيله آرامش انسان است بلکه اساس لذت روحاني هم هست در قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام به تعبيرهاي مختلف از اين نعمت بهشت سخن به ميان آمده است و از آن توصيف بسيار شده است يعني همسران بهشتي داراي تمام امتيازات ظاهري و باطني هستند.
8 ـ هر چه بخواهند: فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين (در بهشت آنچه دل مي خواهد و چشم از آن لذت مي برد موجود است) اين بالاترين تعبيري است که درباره نعمتهاي بهشت آمده است يعني همه لذتهاي جسمي و روحي هست.
لذات روحاني
نعمتهاي روحاني بهشت به مراتب از لذتهاي مادي و جسماني والاتر و پرشکوه تر است ولي از آنجا که نعمتهاي معنوي معمولا در وصف نمي گنجد (يعني گفتني و شنيدني نيست بلکه رسيدني، يافتني و چشيدني است) لذا در قرآن و احاديث غالبا سر بسته به آن اشاره شده است بطور فشرده و خلاصه:
1 ـ احترام مخصوص: از هنگام ورود به بهشت استقبال فرشتگان و احترامات ويژه آغاز مي شود و از هر دري فرشته ها وارد شده و مي گويند سلام بر شما به جهت صبر و استقامتتان چه عاقبت خوبي پيدا کرديد.
2 ـ محيط آرامش: بهشت دار السلام است، خانه امن و امان است: ادخلوا الجنه لا خوف عليکم و لا انتم تحزنون (داخل بهشت شويد که ديگر هيچ ترس و هيچ غصه اي بر شما نخواهد بود). 1
3 ـ دوستان و همراهان باوفا: يکي از بهترين لذات روحاني بهره مند شدن از دوستان باصفا و با کمال است آنچه قرآن تعبيرش چنين است ... و حسن اولئک رفيقا ... (چه رفيقان خوبي اين فضل و مرحمت خداوند است).
4 ـ برخوردهاي آميخته از محبت: در بهشت صفا و صميميت و محبت فشا را پر نشاط مي کند هيچ سخن بيهود اي نيست فقط سلام است، في شغل فاکهون (سرگرميهاي خوشحال کننده دارند).
5 ـ نشاط و خوشحالي فوق العاده: تعريف في وجوههم نضره النعيم (در چهره هاي آنان طراوت و نشاط نعمت را مي بيني) 2، وجود يومئذ مسفره ضاحکه مستبشره (صروتهايي که در آن روز نوراني، گشاده، خندان و مسرور است).3
6 ـ احساس خشنودي خداوند: لذت درک رضاي محبوب از بزرگترين لذتهاي معنوي است در آيه 15 سوره آل عمران بعد از ذکر باغهاي رسبز بهشتي و همسران پاکيزه مي فرمايد: و رضوان من الله (خشنودي خداوند) رضي الله عنهم و رضوا عنه ذلک الفوز العظيم (هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنها از خداوند، اين است رستگاري بزرگ). 4
7 ـ ابديت و جاودانگي نعمتهاي بهشتي: هميشه ترس و نگراني از زوال و نيستي است اما بهشت و نعمتهايش جاودانه است هرگز ترس زوال نيست و اين ارزش فوق العاده اي است اکلها دائم و ظلها (ميوه ها و خوردنيها و سايه اش هميشگي است). 5
8 ـ آنچه در تصور نمي گنجد: فلا تعلم نفس ما اخفي لهم من قره اعين (هيچکس نمي داند چه پاداشهايي که موجب روشني چشمها است براي آنها نهفته شده است) و به قول پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آنچه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به هيچ قلبي خطور نکرده است در بهشت موجود مي باشد. 6
دوزخ و دوزخيان
جهنم کانون قهر و غضب الهي است، عذابهاي جهنم جسماني و روحاني است و اگر کسي فقط به مجازاتهاي روحي و معنوي تفسير کند بخشي عظيمي از آيات قرآن را ناديده گرفته است در بحث معاد جسماني و روحاني بيان شد که معاد جسماني و روحاني است پس بهشت و جهنم هم چنين است.
عذابهاي جسماني دوزخيان
1 ـ شدت عذاب: عذاب جهنم به اندازه اي شديد است که شخصي گنهکار دوست مي دارد فرزندان، همسر، برادر، دوست، قبيله و حتي همه روي زمين را فدا کند تا سبب نجاتش شود يود امجرم لو يفتدي من عذاب يومئذ ببنيه و صاحبته و اخيه و فصيلته التي توويه و من في الارض جميعا ثم ينجيه (گنهکار دوست مي دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند و همسر و برادرش و قبيله اش را که هميشه از او حمايت مي کردند و تمام مردم روي زمين را، تا مايه نجاتش شود). 7
2 ـ غذاها و نوشيدنيهاي دوزخيان: ان شجره الزوم طعام الاثيم کالمهل يغلي في البطون کغلي الحميم (همانا درخت زقوم غذاي گنهکاران است همانند فلز گداخته در شکمها مي جوشد، جوششي چون آب سوزان). 8
3 ـ لباس جهنميان: و تري المجرمين يومئذ في الاصفاد سرابيلهم من قطران و تغشي وجوههم النار (در آن روز گنهکاران را همراه هم در غل و زنجير مي بيني لباسشان اط قطران (ماده چسبنده بدبوي قابل اشتعال) است و صورتهايشان را آتش مي پوشاند). 9 فالذين کفروا قطعت لهم ثياب من نار يصب من فوق روسهم الحميم يصهر به ما في بطونهم و الجلود (پس کسانيکه کافر شدند لباسهايي از آتش بر آنها بريده مي شود و مايعي سوزان و جوشان بر سر آنها مي ريزند چنانچه ظاهر و باطنشان را ذوب مي کند). 10
4 ـ عذابهاي گوناگون: همه چيز جهنم رنگ عذاب دارد زيرا جهنم کانون قهر و غضب است ان الذين کفروا باياتنا سوف نصليهم نارا کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب ان الله کان عزيزا حکيما (همانا کساني که به آيات ما کافر شدند بزودي آنها را در آتشي وارد مي کنيم که هر چه پوستهاي آنها سوخت پوستهاي ديگري به جاي آن قرار مي دهيم تا عذاب را بچشد، خداوند توانا و حکيم است). 11
از مجموع آياتي که درباره عذاب جهنميان آمده، به دست مي آيد که کيفر اهل جهنم به وصف نمي گنجد و بسيار شديد و دردناک است.
عذابهاي روحي
1 ـ غم و اندوه و حسرت بي پايان: کلما ارادوا ان يخرجوا منها من غم اعيدوا فيها و ذوقوا عذاب الحريق (هر زمان بخواهند از غم و غصه هاي جهنم خارج شوند آنها را بر مي گردانند و گفته مي شود بچشيد عذاب سوزان را). 12
2 ـ خواري و ذلت فراوان: و الذين کفروا و کذبوا بآياتنا فاولئک لهم عذاب مهين (و کساني که کافر شدند و آيات ما را تکذيب کردند براي آنها عذاب خوار کننده اي است). 13
در موارد متعددي از قرآن ذلت و خواري اهل جهنم را بيان مي کند همانگونه که آنها در دني مومنين را خوار مي پنداشتند.
3 ـ تحقير و سرزنش بسيار: وقتي دوزخيان مي گويند پروردگارا ما را از دوزخ خارج کن اگر به اعمال گذشته برگرديم قطعا ستمگريم، به آنها گفته مي شود: اخسئوا فيها و لاتکلمون (دور شويد در دوزخ و با من سخن نگوييد). 14
اين تعبير اخسا جمله اي است که هنگام دور ساختن سگ به کار مي رود و اين جمله براي تحقير ستمگران و گنهکاران است.
4 ـ جاودانگي عذاب و کيفر: و من يعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدين فيها ابدا (کسي که نافرماني خدا و رسولش کند براي او آتش جهنم است که هميشه در آن خواهد ماند). 15
خلود و هميشگي که براي گروهي از اهل جهنم هست بسيار دردناک و سخت خواهد بود زيرا هر کس در مشکلي بسر مي برد فقط شاديش اميد نجات است اما شدت بيچارگي در موردي است که هيچ اميد نجات نباشد. علاوه به اينها دوري از رحمت خداوند از شديدترين آلام روحي است: فکيف اصبر علي فراقک.
سوال: چگونه مي شود انساني که حداکثر صد سال گناه کرده است هزاران ميليون سال بلکه هميشه عذاب شود البته اين سوال درباره جاودانگي بهشت هم هست ولي آنجا لطف بي پايان خداوند است، عذاب هميشگي چگونه با عدل سازگار است؟چ
جواب: بعضي گناهان مانند کفر اثر طبيعيش عذاب هميشگي است مثلا اگر راننده اي با تخلف از قوانين رانندگي موجب تصادف و مثلا قطع پاها گردد، تخلف او يک لحظه بوده ولي تا آخر عمر از نعمت پاها محروم است يک کبريت کوچک مي تواند شهري را به آتش بکشد اعمال انسان نيز چنين است قرآن مي فرمايد: ولا تجزون الا ما کنتم تعملون (هرگز جزا داده نمي شويد مگر به آنچه عمل کرده ايد). 16 خلود اثر خود عمل است.
1 ـ سوره اعراف، آيه 49.
2 ـ سوره مطففين، آيه 24.
3 ـ سوره عبس، آيه 39.
4 ـ سوره مائده، آيه 119.
5 ـ سوره رعد، آيه 35.
6 ـ الميزان و مجمع البيان و ...
7 ـ سوره معارج، آيه هاي 14 ـ 11.
8 ـ سوره دخان، آيه هاي 46 ـ 43.
9 ـ سوره ابراهيم، آيه هاي 50 ـ 49.
10 ـ سوره حج، آيه هاي 21 ـ 19.
11 ـ سوره نساء، آيه 56.
12 ـ سوره حج، آيه 22.
13 ـ سوره قبل، آيه 57.
14 ـ سوره مومنون، آيه 108 ـ 107.
15 ـ سوره جن، آيه 23.
16 ـ سوره يس، آيه 54.
کلاسهای تربيت معلم حفظ خردسالان
برای افرادی که تقاضا کردند لیست دروس تربیت معلم را برایشان در وبلاگ قرار دهم:
روانشناسی کودک
روانشناسی رشد
روانشناسی تفاوتهای فردی
روشهای قصه گویی
روشهای نوین کلاسداری
بازی و انواع آن و تاثیر آن بر رشد روانی کودک
آشنایی با تدریس سوره های جزء۳۰ قرآن
و .....
جهت ثبت نام با شماره تلفن ۳۳۱۲۴۱۶۶ دارتحفیظ القرآن الکریم تماس برقرار نمایید
جهت تماس با استاد با شماره تلفن ۰۹۱۲۷۹۸۴۶۸۵ تماس برقرار نمایید.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٦ - حسين همتيعلوم قرآنى
بخش اول: كليات
كليات: علوم قرآنى و سير تاريخى نگارشها عناوين قرآن معانى قرآن وجه تسميه عربى بودن قرآن
هدفهاى آموزشى اين بخش عبارتند از:
1. آشنايى با اصطلاح علوم قرآنى و سير اجمالى نگارشهاى قرآنى.
2. نگرشى به عناوين قرآن در دو قسمت اسامى و اوصاف.
3. بررسى معانى «قرآن» در يك نگاه.
4. علت نامگذارى وحى آسمانى به «قرآن».
5. اهميت و جايگاه زبان عربى به عنوان زبان منتخب دين و قرآن.
برخى از منابع مهم اين بخش عبارتند از:
قرآن كريم; فهرست ابن نديم; مقدمه البرهان فى علوم القرآن; مقدمه التمهيد فى علوم القرآن; موجز علوم القرآن; مناهل العرفان; علوم قرآن و فهرست منابع; القرآن الكريم و روايات المدرستين; مجله بينات، شمارههاى 3 - 8; مقاله «سير نگارشهاى علوم قرآن»; كيهان انديشه، شماره 28، مقاله «سير تاريخى تفسير و علوم قرآن».
فصل اول: علوم قرآنى و سير تاريخى نگارشهاى آن
علوم قرآنى، به مجموعهاى از علوم اطلاق مىگردد كه براى فهم و درك قرآن مجيد به عنوان مقدمه فراگرفته مىشوند.
به بيان ديگر، مباحثى كه قبل از تفسير قرآن و فهم آيات الهى، آشنايى با آنها براى هر مفسر و محققى لازم است، مجموعه مباحث علوم قرآنى را تشكيل مىدهند.
زرقانى در تعريف آن مىگويد: مباحثى است متعلق به «قرآن» از جهت نزول قرآن، ترتيب، جمع، كتابت، قراءت، تفسير، ناسخ و منسوخ و نظاير اينها (1) .
روشن است كه چنين تعريفى از علوم قرآنى حد و مرز مشخصى را براى مسائل قابل طرح در اين علم بيان نمىكند و از اين روست كه بعضى، شمار انواع اين علوم را پنجاه، برخى هشتاد و عدهاى چهارصد و يا حتى بيشتر از آن ذكر نمودهاند (2) .
در حقيقت، دليل عمده اين اختلاف، نحوه نگرش آنان به قرآن از جوانب مختلف و شيوه تقسيمبندى مباحث آن به صورتهاى متفاوت بوده است.
به عنوان مثال، بدرالدين محمدبنعبدالله زركشى در البرهان فى علوم القرآن فهرست انواع علوم قرآنى را در 47 قسمت تنظيم نموده (3) ; در حالى كه جلال الدين سيوطى نيز، كه به پيروى از زركشى تقسيمات خود را به «نوع» تعبير نموده، رقم انواع را به هشتاد رسانيده است. (4)
